گفتگوی اختصاصی نادر کیانی با کیانوش گلزار راغب نویسنده شناخته شده دفاع مقدس و کتاب عصرهای کریسکان/ گروهک تروریستی کومله من و امیر سعیدزاده را اسیر کرد/اعلام زمان رونمایی کتاب برده سور

آکام نیوز: “نادر کیانی، خبرنگار حوزه بین الملل و امور منطقه ای، به مناسبت میلاد مولای متقیان حضرت امام علی(ع) مصاحبه ای اختصاصی با کیانوش گلزار راغب نویسنده معروف کشورمان انجام داده است.

به گزارش آکام نیوز، نادر کیانی در مقدمه این گفتگو نوشت: کتاب عصرهای کریسکان خاطرات دوست شهید و عزیزم، آقای امیرسعیدزاده (سعید سردشتی) است، وی در این کتاب از فعالیت های دوران پیش از انقلاب و مجاهدت های دفاع مقدس تا رنج های دوران اسارت در زندان های کومله و دمکرات سخن می گوید، این کتاب به قلم توانمند آقای کیانوش گلزار راغب، تدوین و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

در تقریظ رهبر معظم انقلاب اسلامی بر حاشیه این کتاب آمده است، «با اینکه نیروهای مبارز کُرد طرفدار جمهوری اسلامی را از نزدیک دیده و شناخته‌ام، آنچه از فدارکاریهای آنان در این کتاب آمده برایم کاملاً جدید و اعجاب‌آور است. نقش مادر و همسر هم حقّاً برجسته است. دلاوری و شجاعتِ راوی و خانواده‌اش ممتاز است و نیز برخی عناصر دیگر کُردی که از آنان نام برده شده است. در کنار این درخشندگی‌ها، رفتار قساوت‌آمیز و شریرانه‌ی کسان دیگری که به دروغ از زبان مردم شریف کُرد سخن میگفتند نیز به خوبی تشریح شده است».

به مناسبت ولادت باسعادت مولای متقیان حضرت امام علی (ع) و روز پدر، دعوت کردم از آقای کیانوش گلزار راغب، نویسنده شناخته شده کشورمان تا در این روز که جای شهید امیرسعیدزاده هم خالی است، گفتگویی صمیمانه با هم داشته باشیم.

سوال: آقای کیانوش گلزار راغب، امروز ولادت امام علی (ع) پیشوای اول شیعیان جهان است، ضمن تبریک این روز عزیز و همچنین روز پدر به شما، می خواستم از شما سوال کنم امیر سعیدزاده را از کی می شناختید؟

پاسخ: با سلام و تشکر از شما آقای کیانی و ممنون از وقتی که در اختیارم گذاشتید و با سلام و تبریک ولادت حضرت امیرالمومنین علی (ع) و گرامیداشت روز پدر در اینجا لازم است عرض تسلیتی داشته باشم خدمت خانواده محترم شهید امیر سعیدزاده، آزادمرد، دوست و برادر با وفای دوران اسارتم. در سال ۱۳۶۰ که من اسیر دست سازمان کمونیستی کومله در زندان برده سور منطقه سردشت بودم، در شبی هولناک شخصی بنام امیر سعیدزاده معروف به (سعید سردشتی) به اتاق ما منتقل کردند که خسته و زخمی و بی رمق افتاد و آه و ناله می‌کرد. کمی به او رسیدگی کردیم و بعد شد دوست صمیمی‌ام.  بیش از یکسال در زندان‌های کومله با شکنجه مقاومت کرده بود. آشنایی ما از همانجا شروع شد.

سوال: “با شهید امیر سعیدزاده کجا آشنا شدید”؟

پاسخ: خوب آشنایی ما فقط یک رفاقت ساده نبود. در طول مدت اسارت با شناختی که از روحیات یکدیگر پیدا کردیم تبدیل به دوستانی با وفا و مطمئن شدیم.  از آنجاییکه آقای سعید زاده اهل سردشت  بودند و راه‌های روستائی را خوب می‌شناختند، پیشنهاد فرار داد و من هم پذیرفتم.  ولی برادرم در جای دیگری زندانی کومله بود. ترسیدم با فرارم برادرم را اعدام کنند. منصرف شدم، ولی کمک کردم آقای سعیدزاده فرار کند. خودپسندی نباشد ولی ایشان هم بارها می‌گفت افتخار می‌کنم از بین صد نفر اسیر زندان کومله به نوجوانی بسیجی اعتماد کردم و خدا را شکر نتیجه گرفتم.

سوال: “در خصوص کتاب شنام که گویا به چاپ بیستم هم رسیده کمی صحبت کنید”؟

پاسخ: بله «شُنام» کتاب خاطرات خودم هست که با جمعی از دانش آموزان اسدآبادی در سال ۱۳۶۰ برای دفاع از مردم و خاک کردستان در مقابل تجاوز صدام حسین به جبهه مریوان اعزام شده بودیم. در عملیات شنام به فرماندهی حاج احمد متوسلیان، من و رفیقم حسنمراد مرادی زخمی شدیم و در حین انتقال به بیمارستان توحید سنندج همراه برادرم به کمین کومله افتادیم. در حالی که هیچ مواجهه‌ای با کومله نداشتیم، برادرم و رفیقم به همراه یک پیشمرگ مسلمان کُرد را در روستای دادانه سنندج تیرباران کردند. من هم مدت ۱۴ماه در اسارت کومله ماندم. کتاب شنام حکایت این سرگذشت تلخ است.

سوال: “واکنش مردم به کتاب های شما خصوصا عصرهای کریسکان مثبت بود، واکنش ضد انقلاب به این کتاب چه بود؟”

پاسخ: خیلی خوشحالم که کتاب «عصرهای کریسکان» خاطرات آقای امیر سعیدزاده با تقریظ بسیار ارزشمند مقام معظم رهبری باعث تغییر دیدگاه کلی مردم ایران به مردم مظلوم کردستان شد و فهمیدند این مردم غیور در دوران دفاع مقدس با زن و فرزند همزمان در دو جبهه ضدانقلاب و عراق برای حفظ اسلام و خاک کردستان جنگیدند و آنها را در نگاه مردم ایران عزیزتر کرد.

انعکاس ضدانقلاب هم که معلوم است همیشه با فریبکاری و دروغ همراه است و این بار هم قصد داشتند این حرکت عظیم فرهنگی را تخریب کنند. خصوصا علی جوانمردی که ناجوانمردانه با پخش فیلم اعترافات شخصی بنام صدیق فیاضی در زندان دموکرات در شبکه آوا تودی و جا زدن فیاضی بجای آقای سعیدزاده قصد تخریب چهره این آزاد مرد را داشت که با اطلاع رسانی به موقع حرکتش خنثی شد. هر چند اقدام غیر اخلاقی او باعث توهین‌های افراد گول خورده به آقای سعیدزاده شد، ولی آقای امیر سعیدزاده اصلا در ان فیلم مصاحبه ای نکرده بود!

سوال: ” بله بنده من در این باره اصل ماجرا را برای علی جوانمردی توضیح داده و فرستادم اما حاضر به تکذیب خبر دروغ خود نشد! خوب آقای گلزار، گویا کدام کتاب شما در نمایشگاه بین المللی کتاب سلیمانیه حضور داشت”؟

بله، در نمایشگاه بین المللی کتاب سلیمانیه آثاری از ناشران ایرانی خصوصا کتابهایی با موضوع عراق و ضدانقلاب عرضه گردید که کتاب عصرهای کریسکان بنده هم حضور داشت.

سوال: “در دیدار آقای سعید زاده با رهبر معظم انقلاب شما هم حضور داشتید؟ آیا خاطره ای از این دیدار دارید برای خوانندگان بازگو کنید”؟

پاسخ: دیدار با مقام معظم رهبری از شیرین ترین خاطرات زندگی من است. حضرت آقا صبورانه با نگاهی نافذ و مهربان که تا عمیق وجود انسان نفوذ می‌کرد به صحبت های تک تک همراهان حتی آنها که مطالب انتقادی داشتند با دلسوزی پدرانه عنایت داشتند و بعد رهنمود میفرمودند. وقتی هم با آن همه احساس و علاقه شهید سعیدزاده را در آغوش گرفتند، اشک در چشمم حلقه زد و غبطه خوردم کاش من هم می‌توانستم دست حضرت آقا را ببوسم و خدا رو شکر توفیق شد و بوسیدم.

سوال: “در اینستاگرام، شما تلویحا خبر از رونمایی کتاب برده سور داده اید، این کتاب کی و چه زمانی رونمایی می شود؟ البته اگر قصد دارید در این باره صحبت کنید”؟

پاسخ: کتاب «برده سور» خاطرات آقای یدالله خداداد مطلق معلم قمی در زندان برده سور کومله است که بهار امسال نوشتم و به خاطر کمبود کاغذ چاپش مدتی به تاخیر افتاد. ولی انشاالله در اسفند ماه رونمایی خواهد شد.

سوال: ” خبر شهادت امیر سعیدزاده را چطور شنیدید و چه حس و حالی داشتید؟”

پاسخ: یکی دو هفته ای بود منتظر بودم شهید سعیدزاده برای شرکت در جلسه ای فرهنگی به تهران تشریف بیاورند، ولی هر بار بخاطر شرایط آب و هوایی عقب می‌افتاد. تا اینکه روز قبل از شهادتش همسر محترمشان زنگ زد و گفت آقا امیر در بیمارستان ساسان بستری و در کماست. روز بعد تا ما رسیدیم خبر شهادتش اعلام شد و غم سنگینی بر دلم نشست. خداوند روح این آزادمرد بزرگ که زندگی اش سراسر حماسه و مبارزه و پایداری بود، شاد و خشنود در جوار همرزمان شهیدش بگرداند. ما گوهر ارزشمندی را از دست دادیم.

آقای کیانوش گلزار راغب، با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید و روز پدر را به شما تبریک عرض می کنم.

پاسخ: آقای کیانی من هم از شما تشکر می کنم و ممنون از روشنگری های شما که باعث افزایش آگاهی جامعه شده و مانع سقوط جوانان در باتلاق ضد انقلاب می‌شوید.

روز پدر بر شما و خوانندگان گرامیتان هم مبارک باد.

” خواهش می کنم من وظیفه ام را انجام می دهم، و متقابلا این روز بزرگ را خدمت شما دوست و برادر عزیزم تبریک و تهنیت عرض می کنم و بار دیگر یاد شهید امیر سعیدزاده را گرامی می دارم”.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا